کلمات مکنونه ۷۵
Updated: Feb 8, 2021

ای ابناء غفلت
به پادشاهی فانی دل مبندید و مسرور مشوید. مَثَل شما مثل طیر غافلی است که بر شاخهٴ باغی در کمال اطمینان بسراید و بغتةً صیّاد اَجل او را به خاک اندازد، دیگر از نغمه و هیکل و رنگ او اثری باقی نماند. پس پند گیرید ای بندگان هوی.

أبناء: فرزندان - مفرد: ابن
غفلت: بی خبری، فراموش کردن
فانی: نيست شونده، ناپايدار
مسرور: شاد، خوشحال، شادمان
طیر: پرنده
بغتةً: ناگهان
اجل: وقت و زمان، مهلت هر چیزی
هوی: میل و هوس

حضرت بهاءالله میفرمایند: "چه شبها که رفت و چه روزها که در گذشت و چه وقتها که به آخر رسید و چه ساعتها که به انتهی آمد و جز به اشتغاا دنیای فانی نفسی بر نیآمد. سعی نمایید تا این چند نفسی که باقی مانده باطل نشود..." ~دریای دانش، ص ۳۰
حضرت عبدالبهاء میفرمایند: "... سلطنت هر چند در مذاق بشر پر حلاوت است ولی عاقبت نومیدی و دریغ و حسرت، بنیان سرور برافتد و بنیاد حبور وهن و فتور یابد. خاکدان فانی قبر ظلمانی گردد و تنگنای گور سکنای اهل غرور شود. اما آنان که آزادی یافتند، از پادشاهی رهائی جستند. تخت را بند سخت دیدند و دیهیم را عذاب الیم شمردند، تاج را سوء مزاج یافتند. لهذا سلطنت ابدی خواستند و شهریاری سرمدی آرزو نمودند. عزّت افق احدیت جستند و بزرگواری در جهان آسمانی خواستند. عبودیت درگاه را تاج و کلاه شمردند و بندگی آستان را پادشاهی دو جهان شمردند. تو نیز تا توانی پیروی همنام نما تا گمنام نگردی رَهِ او پوی، مسلک او جوی، راز او گوی تا پیرو حقیقی گردی و به آنچه آرزوی نیاکان است رسی و علیک البهآء الأبهی. ع ع" ~ یاران پارسی، ص ۱۳۰





Comments